اصلا نه متن هاش رو خونده بودم نه چیزی . فقط خواستم برم باهاش حرف بزنم ...

شوخی چرا ؟ اینکه گفته بود حقوق و ... خونده . گفتم حتما فلان مدل هست .. دیدی مریم جان !

دوباره انسان ها را بردی در قالب . همون قالب ذهنی و تجربه ای خودت ...

ما با آدم ها صحبت نمیکنیم

ما با تصورمون از آدم ها در ذهن خودمون اما با صدای بلند صحبت میکنیم

همین است که هیچ وقت به توافق نمی رسیم

وقتی با کسی تازه آشنا میشیم, ما با اون حرف نمیزنیم

با تجربیات گذشتمون حرف میزنیم ... فقط کافیه کمی ما را عصبانی کند یا خلاف روال رویایی ذهنمان قدم بردارد

آنگاه است که دیگر ذره ای آن شخص را نمی بینی و فقط داری با تجربیات و دلخوری هات از انسان های قبلی صحبت میکنی

چون به امید آن انسان جدید و رویایی توانستی خطی قرمز بر روی بقیه بکشی . ایراد های خودت و واقعیت های جامعه را ندید بگیری و مصرانه قدم برداری زمین و زمان را به ناسزا بکشانی ....

من هم هنوز نمیدانم چه درست است و چه غلط و چه حسی خوب است و چه کسی بد

فقط میدانم همه ما از تنهایی میترسیم

خیلی هم میترسیم

توجه کردم که برای هرچیزی در زندگی علائمی گذاشتیم

برای انسان پولدار

انسان بی جنبه

انسان مهربان

و.....

بذار خودشون باشن . این سیستم تو نمیذاره که سریعع برچسب نزنی نه ؟

بقول عمو داوود ... هزاران فکر در سرم میاد که فقط چندتا دست میخوام که روی هرکدوم برچسبی بزنم. برچسب ها از کجا هست ؟ آفرین از تجربیاتت از آدم ها

وقتی میخوای برچسب دو رویی رو بزنی , یک یا چندین شخص میان توی ذهنت و داری میگی این هم مثل اون دسته ... این بار رو قصر در رفتم :)

ما حتی نسبت به خودمون هم همینطوری هستیم . برچسب میزنیم به خودمون تا که بفهمیم کدوم سمت باید بریم ... و حقیقتا پیدا کردن مرز این برچسب ها و واقعیت بعضی موقع ها سخت میشه ... ولی یک سری چیزها درباره خودمون توصیفشون کیفی هست و حتی حسی و خیلی کمتر میشه از بیرون بازخورد قابل اعتمادی براش گرفت . دست از سر خودت بردار و حال کن با سیستمی که دستت هست . حساب کتاب رو بذار برای چیزای دیگه...

بعضی انسان ها در زندگی تو فقط یک تیزر هستن / بعضی ها سینمایی / بعضی ها مینی سریال و بعضی ها هم سریال ترکی

بذار فیلمشون کااامل پخش بشه برات یا حداقل تا جایی که حال داری اما یجا برای ناشناخته ها بذار...

بدرود جانم