چقدر حس و حال عجیبی دارم الان

پشت لپ تاپم هستم. هوا خوبه . انگار همه چیز سر جاشه

انگار همه چیز آرومه

انگار توی خونمون نشستم و این اذونی که پخش میشه همون اذون خونمون هست

تا حالا انقدر احساس نکرده بودم که خونه هستم

بغض منو گرفته

عشق و راحتی و صفا درونم جاری شده

این مسافر خسته به خونه رسیده بالاخره

فرشی که اینجا پهن هست

آدم هایی که داخلش هستن

و حتی خودم... چقدر من, منی دیگر شدم