صلح درون
بیمارستان خلیج ساعت ۵ صبح . ۱۱ آبان ۱۴۰۳
من به تو باز خواهم گشت ،
حال اینجا مرا می خواند ! با تمام سختی ها و ضعف های خودم اما باید حرکت کرد روزی ...
مرا در این قسمت هدایتم کن و بگذار تا بکوشم و بروم و انسان بودنم را زیست کنم تا آن روز که به آنجا و به نزد آنان که جزئی از آنان هستم بازگردم و خوانده شوم ...
باری !
اکنون توان عمق اقیانوس را ندارم با این حال میخواهم با توان قوا در بالای دریا باشم و بجنگم همچون انسانی عادی و معمولی !
بیاد دوستم : تو میخوای بری توی عمق ولی غواصی بلد نیستی :)
و هم تجربه عمق را از دست میدهی و هم زیبایی سطح را . ما منکر شگفتی عمق نمیشویم اما ابتدا شنا بر روی سطح دریا و سپس غواصی در عمق
به توصیه حمید : برو و زندگی کن و از آن قربانی درونت رها شو !
یادت نره : اینجا هستم برای تجربه و نه برای اثبات ...
خالق واقعی : ساکت واقعی
قرار نیست به نقطه قبلت برگردی. از همین نقطه سر خط شروع کن
توشه راه :
مشاهده / empty your mind / درک درست واقعیت/ انتخاب / مرکز و تعادل / نه هر منبعی / ShShSh / سکوت / ایگو ( نفس)/ کار عمیق / harmony of your song / هم هدف های خودت / فیلم خیالی /