دوباره
و دوباره این منم
ایستاده در میانه ی زندگی
کوله باری از اشتباهات تکراری بر دوش
امید به آنکه روزی بیابم خویش را
و آری همه ما در اوج ناعدالتی ها فقط در یک چیز باهم در مساوات هستیم؛ و آن هم قلب شکسته است .
* و من دوباره رها و فراموش شدم😅
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 13:38 توسط her
|