از کتاب کتابخانه نیمه شب سال ۱۴۰۰ تا امشب که سال ۱۴۰۳ هست

تماما به دنبال اثبات یک چیز بودیم

که این زندگی برای توست . مسابقه ای در کار نیست

و برسی به نقطه ای که بگی؛ هیچ وقت این زندگی رو اینقدر دوست نداشتم . این منم . بقول رزیدنتمون من با این دستام کلی کار کردم . بنایی کردم کارگری کردم

اره همیشه یه بعد شاعرانه و عاشقانه هست که ما رو وصل میکنه به زندگیمون و جاری میشیم . عاشق اون لحظاتم

و زندگی تلاش برای در مرکز ماندن است .

ای حمید جان آنوشا جان

عزیزانم

عزیزانم

چه دگرگون کردید شما زندگی مرا